خداحافظ مدینه

 

 

 سقف حیاط مسجدالنبی مانند چتر بود. روزها به خاطر آفتاب باز بود و هنگام مغرب بسته می شد. صحنه جالبی بود.

 

 

 

 

 واقعا روز دردناکی بود، روز وداع. اصلا دلمون نمی خواست که با پیامبر (ص)، حضرت فاطمه (س) و قبرستان بقیع وداع کنیم. ولی به امید مکه،حرم خدا، دل کندیم.

 

 

امیر حسین هم که شنیده بود یک رکعت نماز تو مسجدالنبی معادل هزار رکعت و یک رکعت نماز تو مسجدالحرام صد هزار رکعته همه جا همرامون نماز می خوند و ثوابشو حساب می کرد، مخصوصا روز آخر.

 

 

 

 اینم هتل مدینه:

 

 

 

 

/ 3 نظر / 70 بازدید
زهرا

امیر حسین جان چه وبلاگ قشنگی داری! دست مامان درد نکنه . با اجازت همه ارشیو را خوندم خیلی عالیه. یاد سفر بخیر ... ان شا’الله آثار و برکات معنویش همیشه مستدام بمونه. منتظر بقیه سفرنامه هستیم.

‫دوست‫شما

‫به نام خدا ‫سلام.باز هم از خواندن سفر نامه زیباتون لذت بردم.به راستی که مارا همراه با این سفر مقدس نمودید.التماس دعا

مامان و مانی

واااااااااای خوش به حالتون... بابت اون نمازها.... یادم باشه وقتی رفتم مدینه تمام روزشو فقط در حال نماز تو این دوتا مسجد باشم.. فکر کنم بازم حسابم پاک نشه [خنده]