سید امیر حسین حجازی

اکثر سنی ها اعمال حج تمتع را روز ١٣ ذی الحجه بعد از خروج از منا انجام می دهند.

اما شیعه ها می توانند شب یازدهم اعمالشان را انجام دهند. یعنی روز عید قربان را تا ساعت ١٢ شب در منا بمانند و بعد از آن به مکه بروند و اعمال حج تمتع را انجام دهند، به شرطی که فردا عصر در منا باشند که رمی جمرات سه گانه را تا قبل ازغروب آفتاب به پایان برسانند. 

خلاصه ما را آن شب به مکه بردند که هم به شلوغی روزهای بعد نخوریم، هم اینکه روز ١٢ ام، بعد از رمی سه گانه آخری در منا، اعمال حجمان تمام شود.

  

 

وقتی به مسجدالحرام رسیدیم حدود ٢ یا ٣ نیمه شب بود. ابتدا باید ٧ دور طواف حج تمتع را انجام می دادیم، بعد از آن نماز طواف. سپس ٧ شوط سعی صفا و مروه و بعد از آن دوباره ٧ دور طواف به نیت طواف نساء و در آخر کار نماز طواف نساء.

حال مانده بودیم با این شلوغی و خستگی، این اعمال را با امیرحسین چه طور انجام بدیم؟سوال یا باید یکی یکی می رفتم و یا امیرحسینو هم با خومون می بردیم که اصلاً توانشو نداشتیم. برای طواف اول امیرحسینو پیش رئیس کاروانمون خوابوندیم و با علی با هم رفتیم. فکر کنید حالا که آمدم نماز طوافو بخونم دیدم پام که تاول زده بود خونی شده حالا بیا و درستش کنآخ. برعکس نه جوراب اضافی همرام بود نه چسب زخمنیشخند.

خلاصه سرتونو درد نیارم بعد از خواندن نماز، به هر ترتیبی، رفتیم برای سعی صفا و مروه. چون فرصت نبود که یکی یکی سعی را انجام بدیم مجبور شدیم امیرحسینو در کنار مسیر سعی بخوابونیم خندهو دو تائی سعی را انجام بدیم.

نزدیک اذان صبح بود که سعی تمام شد و علی رفت که طواف نساء را بلافاصله بعد از نماز صبح انجام بده، منم بعد از نماز صبح کنار امیر خوابم برد. علی که اومد، منم رفتم برای تجدید وضو و طواف نساء.

اما نتونستم طواف نساء را بین حجر اسماعیل و مقام ابراهیم انجام بدمافسوس و چون از دور طواف می کردم، مدت زمان طواف چند برابر شد.اوه

در این دو طواف درسته خیلی خسته بودیم اما در عین حال با طواف قبلی خیلی فرق داشت. چون مردم اکثراً شیعه بودند و مرتب نام حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) را می آوردند و دعای فرج می خواندند. خیلی با حال بودتعجب. جاتون واقعاً خالی بود.

 

 اینم رکن یمانی است. همان جائی که برای ورود فاطمه بنت اسد، مادر حضرت علی (ع) و برای تولد آن حضرت شکافته شد.

 

 

خلاصه اعمالمون حدود ساعت ٨ صبح تموم شد. بعدش قرار بود برای صبحانه بریم هتل. اما چون امیر حال نداشت، قبلش بردیمش بیمارستان گفتیم که بهش سرم بزنند که آّب بدنش کم نشه، گفتند نیازی نیست، بهش آنتی بیوتیک و دوغ خندهدادند.

وقتی رسیدیم هتل حدود ١٠ صبح بود. قرار بود بعد از ظهر بعد از کمی استراحت پیاده بریم منا برای انجام رمی سه گانه روز ١١ ذی الحجه.

نوشته شده در شنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ توسط سیدامیرحسین حجازی نظرات () |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس