سید امیر حسین حجازی

 شنبه شب بعد از نماز مغرب و عشا از مسجد شجره به سمت مکه راه افتادیم.

نزدیک اذان صبح یکشنبه ٣٠ ذیقعده به هتل مکه رسیدیم. قرار شد بعد از نماز و غسل طواف و صبحانه برای انجام اعمال عمره تمتع به مسجدالحرام  برویم.

مسجدالحرام ورودیهای مختلفی دارد که ما از باب علی وارد شدیم. پس از گذشتن از صحن از زیر سالن بین صفا و مروه (که عمل «سعی» در آنجا انجام می گردد) عبور کردیم تا این لحظه هنوز کعبه را ندیده بودیم.

 

 

وقتی که از پله ها بالا رفتیم تازه چشممان به کعبه افتاد. ابهت و عظمت کعبه همه را در بر گرفته بود. در برابر معشوق همه به سجده افتادیم. زبانها بند آمده بود و اشک چشمان خشک، همه مات و مبهوت و سرگردان بودند. هیچ کس حال خودش را نمی فهمید.

ابهت و عظمت کعبه اصلاً قابل توصیف نیست. 

طواف باید ترجیحاً بین مقام ابراهیم و حجر اسماعیل، هفت شوط (دور) انجام شود. شروع و خاتمه طواف رکن حجرالاسود است که توسط مهتابی سبز رنگی مشخص است. 

در سمت چپ تصویر نور سبز رنگی کوچکی مشاهده می کنید. اینجا نقطه مقابل حجرالاسود است.

 

 

لحظه برپایی نماز واقعاً دیدنی است. دیگر کسی در حجر اسماعیل  نیست و همه دور تا دور کعبه دایره وار به صف می ایستند.

حجر اسماعیل بنا به روایتی محل دفن حضرت اسماعیل و مادرش هاجر است.

درون مقام ابراهیم تکه سنگی است که دو جای فرو رفتگی در آن است. این جای پای حضرت ابراهیم (ع) است، جایی که  هنگام ساختن کعبه ایشان در آنجا می ایستاد.

 

 

 

روحانی کاروان گفت باید نرسیده به رکن حجر الاسود وارد جمعیت شوید و با جمعیت جلو برید و یواش یواش خودتان را به بین مقام و حجر برسانید و هنگامی که به حجرالاسود رسیدید نیت طواف کنید. فکر کنید تو این شلوغی باید مواظب این بودیم که کسی ما رو هل نده که بچرخیم ، خودمون راه بریم نه اینکه جمعیت ما رو راه ببره و خلاصه خیلی چیزای دیگهاسترس که واقعاً خدا خودش کمک می کرد.

ازدحام زیادی بود مخصوصاً بین حجر اسماعیل و مقام ابراهیم. کار سختی بود بخصوص اینکه امیر حسین هم رو دوش علی بود و سه نفری می خواستیم طواف کنیم. تازه می گفتند الآن لحظه خلوتی مسجدالحرام استتعجب از امشب کم کم شلوغ می شود. چون از روز هشتم ذیحجه اعمال حج تمتع شروع میشه و تمام حاجیان باید مکه باشند. 

خدا خیر بده به آقای طهماسبی (یکی از رؤسای کاروانمون) که تو هفت دور پشت سر علی بود و هوای امیر حسین و داشت.

 

 

بعدش بلافاصله باید پشت مقام ابراهیم نماز طواف می خوندیم. پشت مقام که چه عرض کنم جا نبود از ازدحام طواف چشمکباید می رفتیم انتها، هر جا که جا بود پشت مقام.

خیس عرق بودیم حتی چادرم هم خیس بود (عرق خودم و بقیه آدما).اوهاز همون موقع احساس کردم گلوم درد میکنه، مطمئن بودم که سرما رو خوردم.

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٩ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط سیدامیرحسین حجازی نظرات () |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس