سید امیر حسین حجازی

پروازمون ساعت ۶ صبح روز دوشنبه ١٠ آبان ١٣٨٩(١نوامبر٢٠١٠) و برگشتمون صبح دوشنبه ١ آذر ١٣٨٩(٢٢ نوامبر٢٠١٠) بود. دقیقا ٢١ روز.

حدود ٩ ساعت تو هواپیما بودیم به ساعت عربستان ١١ - ١٢ ظهر رسیدیم جده.

  

 

 بهمون گفتن اگه بخوایم با هواپیما بریم ۶ - ٧ ساعت تو فرودگاه جده باید معطل بشیم، پس بهتره با اتوبوس به مدینه بریم.خلاصه سرتونو درد نیارم ما را تا ١٢ شب (١٢ساعت)نگه داشتند و آخر هم با اتوبوس بردنمون مدینه.

تو راه امیر حسین شعری که یکماه زحمت کشید تا اونو حفظ کنه (من بچه شیعه هستم) خوند. البته فقط برای من. گفته وقتی رسیدیم می خوام برای هم سفریهامون هم بخونم. 

هر از ٢ ساعتی هم اتوبوس نگه می داشت، حسابی معطلمون کردن تا بالاخره بعد از ۶ - ٧ ساعت صبح سه شنبه به مدینه رسیدیم .

هتل مدینه هم آماده نبود، همه خسته و علاف بودیم تا بالاخره ساعت ٣ اتاقها رو بهمون تحویل دادن.

هم سفریها تقریبا هیچ کس همدیگر و نمی شناخت. بعضی از لندن بودن و بعضی هم از شهر های دیگه انگلیس اومده بودند. تعداد زیادی هم جده بهمون ملحق شدند که از ایران اومده بودند از جمله روحانی کاروانمون حاج آقا دریاب. از اونجایی که خدا می خواست و با تلاش خانم چیذری(مامان فائزه) من و امیرحسین و فائزه و زهرا با هم، تو مدینه هم اتاقی شدیم. واقعا خدا لطف کرد. دوستهای این سفر مثل خود سفرمون خاص و به یاد موندنین. 

 

 

 بعد از چند ساعت استراحت و غسل زیارت، شب رفتیم مسجدالنبی. در توصیفش هیچ چیز نمی تونم بگم... فقط می تونم بگم ایشالله قسمتتون بشه.

   

 

چند روز که اونجا بودیم هر چه از زوایای مختلف مسجدالنبی را نگاه می کردیم فقط گلدسته ها را می دیدیم و گنبد سبز پیامبر را زیارت نمی کردیم. بعد فهمیدیم ما از در مخالف گنبد وارد می شدیم و از بس مسجدالنبی وسیع است آن را نمی دیدیم.

یک شب دور تا دور مسجد رفتیم (که حدود یک ساعت طول کشید) تا بالاخره تونستیم گنبد سبز را ببینیم. که مرقد پیامبر دقیقا زیر گنبد است و خانه حضرت فاطمه (س) هم در کنار مرقد است. ولی دریغ از یک نشانی.

غربت و مظلومیت تا چه حد!

نوشته شده در شنبه ٢٠ آذر ،۱۳۸٩ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ توسط سیدامیرحسین حجازی نظرات () |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس