سید امیر حسین حجازی

 

تحویل سال ٩٠ ، یکشنبه حدود ساعت١١:٢٠ شب بود. جاتون خالی ظهر خونه زهرا و آقا سهیل (همسفری مکه ) دعوت بودیم و قرار شد شب با هم بریم جشن سفارت.

از اینکه با اونا بودیم خیلی خوشحال بودم چون حال و هوای مکه رو برام تداعی می کرد. خیلی خوش گذشت.

 

و اما از برنامه سفارت...

 

وای از آدمهایی که اسم خودشونو میذارن مسلمون ولی آبروی هر چی مسلمونه میبرن...تعجب

هیچی نگم بهترهچشمک

 

 

 

ایشالله همگی سال خوب و پر برکتی در پناه حضرت حق و زیر سایه امام عصر (عج) داشته باشین.لبخند

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳٩٠ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط سیدامیرحسین حجازی نظرات () |

٧ بهمن تولد امیر حسین بود. چند ساله که تولدش می خوره تو ماه محرم و صفر. به خاطر همین میذاشتیم موقع عید، که هم تولد خودمه هم دائی اسماعیل و خاله هم که آخر سالیه چشمک شیراز براش (برای همگیخنده) تولد میگرفتیم.

 

فقط کلاس اول که بود چون باباش پیشمون نبود و اومده بود انگلیس و مامان پروین و خاله هم پیشمون بودند، تو مدرسه براش تولد گرفتیم.

یادش به خیر، خانم زارع زاده معلم کلاس اول امیر بودند و مهدیار هم دوست صمیمیش.

 

 

اما امسال ول کن نبود و حوصله اش نمی شد صبر کنه. آخه امسال هم که عید نمی خواستیم ایران بریم. خلاصه سه نفری رفتیم پارک بعدش هم رستوران. جای همگی خالی.لبخند

 

 

 

 

هدیه هاشو هم خودش انتخاب کرده بود.

نینتندو و ٣ تا اسباب بازی دیگه مربوط به سریال Dr. Who از خود راضی

 

 

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩٠ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ توسط سیدامیرحسین حجازی نظرات () |

 

 

 

امسال سال اولی بود که ماه محرم لندن بودیم آخه پارسال که رفتیم ایران.

 

 

 مرکز اسلامی دهه اول و دهه آخر هر شب برنامه داشت و روز عاشورا هم تمام شیعیان تو لندن راهپیمائی کردند. عجب صحنه با شکوهی بود. دنیا به لرزه می افتاد.

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه ٢٠ فروردین ،۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ توسط سیدامیرحسین حجازی نظرات () |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس