سید امیر حسین حجازی

همانطور که می دونید صفا و مروه دو کوهیه که هاجر به دنبال آب برای اسماعیل بینشون می دوید.

اما الآن از اون دو کوه خبری نبود فقط یک تکه کوچکی از کوهها از پشت شیشه ای پیدا بود و بین این دو کوه سالن سه طبقه بزرگی بود که نه از آسمان خبری بود و نه از گرما . فقط جمعیت بود و جمعیت.

 کوه صفا:

 

کوه مروه:

 

بین این ده کوه را هم باید ٧ دور راه می رفتیم از صفا شروع می شد و به مروه ختم می شد. که حدود دو ساعت طول کشید. آخه مسافت زیادی بود. ولی جاتون خالی تو این مسیر روحانی کاروان دعای جوشن کبیر با حالی خواند. 

 

 

مهتابی سبز رنگ هم محل هروله را نشان میده، مردان به این نقطه که می رسیدند باید تند تر و با حالت دو حرکت کنند.

بعد از اتمام هفت شوط هم باید در مروه تقصیر می کردیم. یعنی مقداری از ناخن یا موهایمان را بچینیم. آنگاه از احرام در می آمدیم.

وقتی مُحرم هستیم خیلی کارها بر ما حرام می شود. مثلاً نگاه در آینه، استفاده ازبوی خوش و چیزهای معطر حتی خوردن زعفران، گرفتن ناخن، استفاده از زیورآلات، آرایش کردن، پوشاندن صورت برای خانمها (حتی موقع خواب نباید پتو روی صورتمان بکشیم و یا صورتمان را روی بالش بگذاریم، یا صورتمان را با حوله جوری خشک کنیم که تمام صورتمان پوشیده بشه)، کندن مو (مثلاً موهامونو نباید شانه می کردیم چون هنگام شانه زدن کنده می شد دیگه!) و ... . خلاصه دردسر داشتاوه.

 روحانی کاروان گفت هر کسی که هفت شوطش تموم شد تقصیر نکنه تا مطمئن بشه که تمام اعمالش را درست انجام داده باشه.

آنهایی که شک کرده بودند (مثلاً در تعداد دورها و یا...) و یا اشتباهی کرده بودند (مثلاً در حین طواف دستشان را به کعبه یا حجر اسماعیل زده بودند یا  آنها را بوسیده بودند و یا...) باید دوباره اعمالشان را انجام می دادند وتا اون موقع همینطور مُحرم بودند. واقعاً کار مشکلی بود که بخواهی دوباره تمام اعمال را همان موقع انجام دهی. اگر هم انجام نمی دادند باید شب و یا فردا دوباره بیایند و آنرا انجام دهند و تا آن موقع هنوز محرم بودند.استرس

 اگه تقصیر کنی بعد بفهمی جایی را اشتباه کردی چون از احرام خارج شده بودی باید از محدوده حرم خارج بشی یعنی بری بیرون مکه و دوباره محرم بشی و بعداً اعمالت را انجام بدی.تعجب

خلاصه این مرحله هم تموم شد. خدا از هممون قبول کنه.

نوشته شده در یکشنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٩ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط سیدامیرحسین حجازی نظرات () |

 شنبه شب بعد از نماز مغرب و عشا از مسجد شجره به سمت مکه راه افتادیم.

نزدیک اذان صبح یکشنبه ٣٠ ذیقعده به هتل مکه رسیدیم. قرار شد بعد از نماز و غسل طواف و صبحانه برای انجام اعمال عمره تمتع به مسجدالحرام  برویم.

مسجدالحرام ورودیهای مختلفی دارد که ما از باب علی وارد شدیم. پس از گذشتن از صحن از زیر سالن بین صفا و مروه (که عمل «سعی» در آنجا انجام می گردد) عبور کردیم تا این لحظه هنوز کعبه را ندیده بودیم.

 

 

وقتی که از پله ها بالا رفتیم تازه چشممان به کعبه افتاد. ابهت و عظمت کعبه همه را در بر گرفته بود. در برابر معشوق همه به سجده افتادیم. زبانها بند آمده بود و اشک چشمان خشک، همه مات و مبهوت و سرگردان بودند. هیچ کس حال خودش را نمی فهمید.

ابهت و عظمت کعبه اصلاً قابل توصیف نیست. 

طواف باید ترجیحاً بین مقام ابراهیم و حجر اسماعیل، هفت شوط (دور) انجام شود. شروع و خاتمه طواف رکن حجرالاسود است که توسط مهتابی سبز رنگی مشخص است. 

در سمت چپ تصویر نور سبز رنگی کوچکی مشاهده می کنید. اینجا نقطه مقابل حجرالاسود است.

 

 

لحظه برپایی نماز واقعاً دیدنی است. دیگر کسی در حجر اسماعیل  نیست و همه دور تا دور کعبه دایره وار به صف می ایستند.

حجر اسماعیل بنا به روایتی محل دفن حضرت اسماعیل و مادرش هاجر است.

درون مقام ابراهیم تکه سنگی است که دو جای فرو رفتگی در آن است. این جای پای حضرت ابراهیم (ع) است، جایی که  هنگام ساختن کعبه ایشان در آنجا می ایستاد.

 

 

 

روحانی کاروان گفت باید نرسیده به رکن حجر الاسود وارد جمعیت شوید و با جمعیت جلو برید و یواش یواش خودتان را به بین مقام و حجر برسانید و هنگامی که به حجرالاسود رسیدید نیت طواف کنید. فکر کنید تو این شلوغی باید مواظب این بودیم که کسی ما رو هل نده که بچرخیم ، خودمون راه بریم نه اینکه جمعیت ما رو راه ببره و خلاصه خیلی چیزای دیگهاسترس که واقعاً خدا خودش کمک می کرد.

ازدحام زیادی بود مخصوصاً بین حجر اسماعیل و مقام ابراهیم. کار سختی بود بخصوص اینکه امیر حسین هم رو دوش علی بود و سه نفری می خواستیم طواف کنیم. تازه می گفتند الآن لحظه خلوتی مسجدالحرام استتعجب از امشب کم کم شلوغ می شود. چون از روز هشتم ذیحجه اعمال حج تمتع شروع میشه و تمام حاجیان باید مکه باشند. 

خدا خیر بده به آقای طهماسبی (یکی از رؤسای کاروانمون) که تو هفت دور پشت سر علی بود و هوای امیر حسین و داشت.

 

 

بعدش بلافاصله باید پشت مقام ابراهیم نماز طواف می خوندیم. پشت مقام که چه عرض کنم جا نبود از ازدحام طواف چشمکباید می رفتیم انتها، هر جا که جا بود پشت مقام.

خیس عرق بودیم حتی چادرم هم خیس بود (عرق خودم و بقیه آدما).اوهاز همون موقع احساس کردم گلوم درد میکنه، مطمئن بودم که سرما رو خوردم.

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٩ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط سیدامیرحسین حجازی نظرات () |

وقتی مدینه بودیم یکی از بهترین و معنوی ترین جاهایی که رفتیم روضة النبی بود که بهش روضه رضوان هم می گفتند.

روضة النبی داخل مسجد النبی، بین منبر و مرقد مطهر پیامبر(ص) که به روایتی قبر حضرت فاطمه (س) در آنجا قرار دارد، می باشد.

نماز در این مکان ثواب زیادی دارد. مخصوصاً کنار ستون توبه، که می گویند اگر در کنار ستون توبه دو رکعت نماز بخوانید و توبه کنید امید است که توبه شما پذیرفته شود.

اما برای خانمها وارد شدن به این مکان و نماز خواندن در آنجا به سختی بود. فقط دو بار در طول روز یکی بعد از نماز صبح و دیگری بعد از نماز عشا درب ورودی این مکان را برای خانمها باز می کردند. چند درب ورودی وجود داشت و هر دفعه یکی از درها باز می شد. همه مشتاقانه به انتظار می ایستادند تا ببینند کدام در باز می شود. هر کس زودتر وارد می شد امکان رسیدن به این مکان و نماز گزادن او بیشتر می شد.

بار اول من که فقط شنیده بودم، قسمت روضه رضوان بین منبر و مرقد پیامبر(ص) است و با فرشهای سبز رنگی پوشیده شده است، پشت سر جمعیت دویدم مسافت زیادی بود تا به شبستان اصلی رسیدم. از هجوم جمعیت نه رنگ فرشی پیدا بود و نه منبر و مرقد. من با هجوم جمعیت داخل شدم و مات و مبهوت فقط دور و برم را نگاه میکردم تا بلکه اثری از منبر و مرقد بیابم. کنار بیشتر ستونها هم مأموران خانمی بودند که همشون روبنده داشتند. از یکیشون پرسیدم: «أین روضة النبی؟» جلوی خودشو برام جا باز کرد و گفت:«صلاة». به سختی دو رکعت نماز خوندم و با بدبختی بیرون اومدم.

 

 

بعداً فهمیدم که این شبستان در واقع محدوده همان  مسجد اصلی پیامبر است که بعداً آنرا توسعه دادند، سقفهای بعضی از شبستانها متحرک بود و باز و بسته می شد. شبستان اصلی سقف کوتاهتری نسبت به شبستانهای جدید داشت، منبر و حرم پیامبر(ص) و خانه حضرت فاطمه(س) هم در همان قسمت بود. 

دل شکستهاومدم بیرون و کناری ایستادم بعد که خوب اطرافمو نگاه کردم فهمیدم که منبر پیامبر و ستون توبه اصلاً تو قسمت خانمها نیست و خانمها اجازه ورود به آنجا را ندارندافسوس.    جلوی قبر پیامبر (ص) و خانه حضرت فاطمه (س) هم کتابخانه بزرگی گذاشتند که اصلاً معلوم نیستند، جلویش را هم نرده گذاشتند که کسی دستش را به آن نزند که مبادا شرک شودخیال باطل .

همینطور که کناری ایستاده بودم و دلم شکسته بود، رو به سمت حرم پیامبر صلوات الله علیه و خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها کردم و بر غربت و مظلومیتشان افسوس خوردم ، هر چند همین به سمت قبر ایستادن و گریه کردن هم از نظرشان شرک است.تعجبعصبانی

نوشته شده در دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ توسط سیدامیرحسین حجازی نظرات () |

 

بعدازظهر شنبه مدینه را به مقصد مسجد شجره ترک کردیم. فقط ۴ شب مدینه بودیم، از سه شنبه تا شنبه. خیلی کم بود. قرار بود تو هتل مدینه لباسهای احراممونو بپوشیم و آماده بشیم برای رفتن به مسجد شجره.

کسانی که از مدینه میخوان به مکه برن باید از مسجد شجره محرم بشن.

 

مردها وقتی محرمند نباید در طول روز توی ماشین سرپوشیده باشند به خاطر همین طوری هماهنگ کرده بودند که شب از مسجد شجره به مکه بریم. خلاصه قبل از مغرب به مسجد شجره رسیدیم.

بعد از خواندن نماز احرام، با گفتن لبیک محرم شدیم. صدای لبیک اللهم لبیک... همه جا پیچیده بود. واقعا لحظه جالب و تکان دهنده ای بود.

 

 

 

نوشته شده در جمعه ۳ دی ،۱۳۸٩ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ توسط سیدامیرحسین حجازی نظرات () |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس